X
تبلیغات
رایتل
7 شهریور 1390

یک ترانه ... فسمت + خاطره ای از حسین پناهی

 قسمت

 

قسمت ما نشد دلو قربونی شما کنیم

عشق گرون مایه مونو ارزونی شما کنیم 

.

قسمت ما نشد مث مجنون قصه ها بشیم

تو قلب لیلا بمونیم حتی اگه جدا بشیم 

.

قسمت ما نشد دلو به قلب دریا بزنیم

حسرت موجا بمونه این که یه بار جا بزنیم 

.

قسمت ما نشد رویِ جاده ها مرهم بذاریم

تا خود شهر عاشقی گلای مریم بکاریم 

.

قسمت ما نشد بشیم ، تعبیر خواب عاشقا

جا بمونیم تو جسم هم ، درست مث دیوونه ها 

.

قسمت ما نشد شما ، تو اسممون غم بزنین

همش پیش غریبه ها از عشقمون دم بزنین 

.

قسمت ما نشد یه بار ، قانون ِ شهرو بشکنیم

حس بکنیم از پیش هم ، نمیشه ساده بگذریم ! 

.

قسمت ما نشد شب از جداییا جدا بشه

منطق رفتن تو به هم رسیدنا رها بشه  

.

قسمت ما نشد خدا بازم خدایی بکنه

محض دلای عاشقا اونم یه کاری بکنه ! 

.

قسمت ما نشد باید ، قسمتو باور بکنیم

به اسم تقدیر خدا دلامونو خر بکنیم 

.

هر جوری هست یه آسمون ، برامون حسرت میخوره

ستاره های عشقشو ... یه روزی قسمت می کنه ! 

.                                   

.        

.   

دوازدهم آذر ماه هشتاد و نه . مشهد مقدس

بی دار  

............................................................................................ 

 بعدا نوشت :  عید مبارک  

این روزا نمیدونم چرا دلم هوای حسین پناهی کرده . کاری با نحوه ی مرگش ندارم ... 

این مطلبو بخونین ... دوست دارم ( گاهی ) حسین پناهی باشم .   

 فرارو نوشت:
اکبر عبدی همبازی مرحوم حسین پناهی، خاطره‌ای از همکار سابقش می‌گوید که خواندن آن خالی از لطف نیست.
عبدی می‌گوید: «یک روز سر سریال بودیم. هوا هم خیلی سرد بود. از ماشین پیاده شد بدون کاپشن. گفتم: حسین این جوری اومدی از خانه بیرون؟ نگفتی سرما می‌خوری؟! گفت: کاپشن قشنگی بود نه؟ گفتم: آره. 

 گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سرراه یکی را دیدم که اون هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. 

 من فقط دوستش داشتم !»  

......................................................................................... 

باشد به خیر ان شا‌ءالله 
نظرات (23)
sweetheart
7 شهریور 1390 ساعت 02:15
دلامونو خر بکنیم؟
خر بکنیم
امتیاز: 0 0
sweetheart
7 شهریور 1390 ساعت 02:24
باور کردن قسمت یعنی خر کردن دل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
یه نوع گلایه ی عاشقانه است ...
اون تقدیر الهی که کاملا حقه
اما خب خیلی وقتا
آدم به اسم قسمت
جلوی تلاششو میگیره
....................................
خیی ممنونم از نظر دقیقت
خیلی ممنون
امتیاز: 0 0
مهشید
7 شهریور 1390 ساعت 02:35
سلام.جالب بود.از قسمت آخزش خیلی خوشم اومد
امتیاز: 0 0
هم راه
7 شهریور 1390 ساعت 03:18
قسمت ما میشه یه روز ...
میشه
امتیاز: 0 0
یاسین.مشهود
7 شهریور 1390 ساعت 09:39
قسمت ما نشد ...

باید بشنوم و بگویم تا آخر عمر
امتیاز: 0 0
یاسین احمدی
7 شهریور 1390 ساعت 11:55
آفرین خوب پیشرفت کردی.شعرای منم بذار.راستی لوگو رو دیدی
امتیاز: 0 0
شاهد
7 شهریور 1390 ساعت 18:28
سلام. دلنشین بود ولی ای کاش به قافیه ها بیشتر دقت می کردید تا موندگاری شعرتون بیشتر می شد. مصراعهای اول تکان دهنده بودند اما مصراع های دوم به پای اونها نمی رسیدند. امیدوارم نقد صریحم رو ببخشید طبق حدیث آنچه برای خودمی پسندی برای دیگران هم بپسند اونطور نقد کردم که خودم دوست دارم نقد بشم . البته فکر کنم اول باید اجازه نقد می گرفتم! اجازه هست؟:دی
پاسخ:
مرسی
این بهترین نظری بود که تا حالا خونده بودم
در مورد ... عاشقا و دیوونه ها کاملا راست میگی
به خاطر حالی که وقت نوشتنش داشتم حیفم اومد ...
تو رو خدا بازم بیا نقد کن
حالم از تعریف تمجیدای الکی بهم میخوره
مرسی که خوبی
مرسی
امتیاز: 0 0
بیدار
7 شهریور 1390 ساعت 20:14
فاصله بین نوشته هات خیلی زیاد شاید نظم فکریت دچار پریشانیه یه کم متعالی به نوشتن فکر کن شاید به خاطر اینه که برای دل خودت مینویسی نه برای خدا .
برای خدا بنویس تمرین کن که فقط فقط برای خدا بنویسی سخت ولی اگر بشه میشه چمران میشه آوینی میشه روح الله خمینی میشه .....
سعی کن چیزی بنویسی که اون میخواد و اون میرسونه به دلت
یا زهرا
پاسخ:
اول یه دنیا ممنون از نگات
اینا زاییده ی فکر نیستن
زاییده ی قلبن
برای خدا بودن با به نام خدا بودن فرق میکنه
این اقتضای عالم شعره
بلا تشبیه حضرت امام یه جا از بغل کردن نو عروس میگه ...
همش نماده
اصلا عشق نماده
...............................
الگوی من توی شعر
حضرت استاد شهریاره
شهریاری که برای حضرت علی شعر خوند و گریه کرد
شهریاری که برای معشوقش شعر خوند و گریه کرد
...............................
خیلی خیلی
ممنون از نظرات انتقادی
به خدا ادا نیست
خیلی حال میکنم
مرسی
امتیاز: 0 0
135
7 شهریور 1390 ساعت 22:24
من که خیلی از شعر وشاعری سر در نمیارم ولی به نظرم نا امید کننده است. من شعرهای امید بخش را خیلی دوست دارم.شعر هایی که آدم را به زندگی امیدوار کند.
ولی در کل قشنگ بود.
پاسخ:
مرسی
چقد راحت و بی ادعا نوشتی
امتیاز: 0 0
میم مینا
8 شهریور 1390 ساعت 00:55
پکرم کردی!!!
پاسخ:
نوشتم که پکر شی ...
پکر بودم که نوشتم ...
امتیاز: 0 0
مرجان
8 شهریور 1390 ساعت 01:50
سلام دوستم خوشحال شدم بهم سر زدی وبلاگه جالبی داریییییییییی دوستم من که خیلی خوشم اومد موفق باشییییییییی .
امتیاز: 0 0
حدیث یار
8 شهریور 1390 ساعت 21:22
سلام
عید سعید فطر و جشن وارستگی بر شما ره یافتگان ضیافت الهی،

مبارک باد..///////
پاسخ:
سلام
عید شما هم مبارک باشه
امتیاز: 0 0
اشنا
8 شهریور 1390 ساعت 21:33
سلام بیدار
عیدت مبارک
پاسخ:
سلام
عید توهم مبارک
امتیاز: 0 0
135
9 شهریور 1390 ساعت 03:44
سلام.
عیدتون مبارک.
امیدوارم همگی مورد بخشش خدا قرار گرفته باشیم.
امتیاز: 0 0
یاسین احمدی
9 شهریور 1390 ساعت 11:42
چشمای من آهن انجیر شدن
حلقه ای از حلقه ی زنجیر شدن
حسین پناهی
دستت درد نکنه که صدای پناهی رو گذاشتی.
عالیه.
پاسخ:
اگه نظرات تو نبودن ...
من تعطیل میکردم این وبلاگو ..
والله!
امتیاز: 0 0
زاغچه
9 شهریور 1390 ساعت 12:20
قسمت ما نشد مث لیلی قصه ها بشیم...تو قلب مجنون بمونیم حتی اگه جدا بشیم...قسمت ما نشد باید ، قسمتو باور بکنیم؟!

بسیار اندوه طربناکی در این شعر نهفته بود...به نظرم بهتره بیت یکی مانده به اخر مصرع دوم را تغییر بدین(به اسم تقدیر خدا دلامونو خر بکنیم ). قطعا بر زیبایی کلامتون خواهد افزود
پاسخ:
سلام
خیلی ممنون از تذکرت
کاملا عمدی گذاشتم که تو ذوق بزنه ...
این خر شدنه خوب خودشو نشون بده ...
...................
مسلما اگه قرار بود جشنواره ای چیزی بفرستمش حذف می کردم
مرسی
امتیاز: 0 0
مهشید
9 شهریور 1390 ساعت 12:34
سلاااااااااااااام حاج آقا بی دار.خوبین؟
گفتم بیام تو وبلاگتون بهتون عیدو تبریک بگم.بابای
پاسخ:
سلام
سوال شرعی ندارین وقت برنامه رو نگیرین ...
.........................
عید شما هم مبارک
امتیاز: 0 0
مهادختری چادربه سر
9 شهریور 1390 ساعت 12:35
سلام من اومدم تورو خدابلندنشین !!!!وای کلا دلم پوسید!!خوبید شما؟؟؟؟؟شعرت خیلی خوب بود بادغدغه مینویسی!!!!!!
پاسخ:
ما کلا خودمون پوسیدیم ...
نبودی یه مدت ...
ای دغدغه یاب !!!!
امتیاز: 0 0
هم راه
9 شهریور 1390 ساعت 14:35
داغ تازه میکنی بی دار‌؟ عید مبارک باد
امتیاز: 0 0
یاسین.مشهود
10 شهریور 1390 ساعت 00:42
سلام

از قالب تیره متنفرم

با رنگ نوشته ها اصلا متناسب نیس

میرم بالا شارژرمو بیارم بهت زنگ بزنم

ای فدایت جان و تن من
پاسخ:
تایید کنم یه جور
نکنم یه جور ...
هی!!!
امتیاز: 0 0
روح الله
10 شهریور 1390 ساعت 03:13

مهمانی خوبی بود
کاش او هم بگوید
مهمان خوبی بود!



مصاحبه با نویسنده وبلاگ مواجهه با خود

http://iranpk.persianblog.ir/post/307/
امتیاز: 0 0
رد پای خوبان
10 شهریور 1390 ساعت 11:37
sسلام
عید شما مبارک
ان شالله که طاعات مورد قبول درگاه حق قرار گرفته باشه
التماس دعا
پاسخ:
عید شما هم مبارک
امتیاز: 0 0
سکوت
19 شهریور 1390 ساعت 22:12
قسمت را باور ندارم ولی او را همیشه دوست دارم حتی اگر قسمتم نبود...
پاسخ:
هر چبزی از طرف خدا باشه لذت بخشه ...
حتی اگه تلخ باشه
ممنون
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد