X
تبلیغات
رایتل
3 شهریور 1391

صبح بزرگ + بیوگرافی و اثری از ویگن دردریان

با عرض بزرگ ترین غلط کردم ها

بابت تأخیر های این مدت

تقدیم به مهیار و سپیدبال عزیز

که دلشان شعر میخواست ...




صبح بزرگ

 

حالا وقتشه به هم بگیم چرا

چرا اینقد واسه هم غریبه ایم ؟

حالا وقتشه به هم بگیم کجا

ما به هم کجای قصه می رسیم ؟

 

حالا وقتشه که بند کفشامون

واسه دستای هم آشنا بشن

من پر از مانتوی خرمایی ِتو

دگمه های کتم از تو وا بشن

 

زل زدن کار دلای عاشقه

ما میخایم تو چشم هم دیوونه شیم

خوب که چی ؟ بذار بگن زشته ... ببین

حالا وقتشه که فریاد بکشیم

 

باید احساس عجیب ِ قلبمون

یه جورایی واسه هم معنا بشه

یعنی چی ؟ این همه رویا  چه طوری ...

میشه تو ظرف یه لحظه جا بشه ؟

 

ما داریم خواب میبینیم اما همه

میگن این بیداریه ، حقیقته !

باورش سخته که تو  نامحرمی ...

راستی بوسه هم تو خواب معصیته ؟

 

کسی که ما رو به پای هم نشوند

میدونه آخر این جاده کجاست

حالا وقتشه ترانه ساز  ِمن

بهترین ترانه خونمون خداست

 

حالا وقتشه به هم بگیم چرا

چرا اینقد واسه هم غریبه ایم ؟

حالا وقتشه به هم بگیم کجا

ما به هم کجای قصه می رسیم ؟

 

تو  دلم یه دفتر خط خطیه

تو دلت یه بوم  ِگیج و بی نشون

ما میریم و دلامون جا میمونن

میبینی ، به هم میاد رفتنمون

 

نمیخام بگم که با تو میرسم

آخرش به قله ی خوشبختیا

تازه با فکر تو جو ّ رد شدم

بیا بالا تر از این حرفا ... بیا

 

حوصله ام سر میره از شعرایی که

لقمه رو توی هوا میچرخونن

من که تا بخام ازت حرف بزنم

مم  ... آره ؛ عشق تو رو میلونبونم ...

 

گیر نده به نون و رسم واژه هاش

" نمیخام نه نمیشه ، نمیتونم "

سیریِ عشقو بیار و میم ِما

خودشه همین یه واژه"میمونم"

 

فاصله زاییده ی ذهن شب ِ

من که باور ندارم فریبشو

فردا نیس ، امروز اون صبح بزرگ

حالا دیگه وقتشه ... دمیده شو

 

حالا وقتشه به هم بگیم چرا

چرا اینقد واسه هم غریبه ایم ؟

حالا وقتشه به هم بگیم کجا

ما به هم کجای قصه می رسیم ؟



پاییز 90


........................................................................

موسیقی نوشت :


به درخواست مونولیزا ی عزیز

در مورد موسیقی که میشنوید و بیوگرافی ویگن

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید .



بی دار

باشد یه خیر ان شاء الله



ویگن دِردِریان (به ارمنی: Վիգէն Տէրտէրեան) (زاده ۲ آذر ۱۳۰۷ - درگذشته ۴ آبان ۱۳۸۲) خواننده و هنرپیشهٔ ایرانی ارمنی تبار بود .


ویگن در شهر همدان بدنیا آمد. تحصیلات متوسطه را در سال ۱۳۳۰ ۱۹۵۱ (میلادی) تمام کرد. او که شغل نقشه‌برداری داشت در ابتدا با خواندن در کافه‌ها محبوب دوستداران موسیقی مردم‌پسند پاپ شد. اجرای آهنگ در رادیو تهران او را به شهرت رساند. صدای گرم او که با نواختن گیتارش همراه می‌شد، با شعرهایی با مضمون‌های تازه و ملودی‌های نو چهره تازه‌ای در صحنه موسیقی ایران عرضه کرد.


نوع موسیقی او که از ملودی‌های ارمنی و ترکی و گاه اروپایی بهره می‌برد به «جاز ایرانی» معروف شد و به او لقب «سلطان جاز» ایران دادند، گرچه موسیقی او ارتباطی با موسیقی جاز نداشت.[۳]

او خود نیز چند آهنگ ساخت و در دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ از محبوب‌ترین خواننده‌های مردم‌پسند ایران بود.

با چند تن از خواننده‌های محبوب دیگر مانند دلکش، پوران و هایده ترانه‌های دو صدایی اجرا کرد که هنوز با اشتیاق شنیده می‌شود.


در سال ۱۳۳۳ به دعوت ساموئل خاچیکیان به سینما روی آورد و نخستین فیلمش را با نام چهارراه حوادث ۱۳۳۴ برای خاچیکیان بازی کرد تا سال ۱۳۴۵ که آخرین فیلمش را با نام اعتراف (به کارگردانی ناصر رفعت بازی کرد, مجموعاً در دوازده فیلم حضور یافت که در برخی از آنها خوانندگی هم کرد. خون و شرف (۱۳۳۴), تپه عشق (۱۳۳۸), [[فردا روشن ه است]] (۱۳۳۹), آتش و خاکستر (۱۳۳۹), عروس دریا (۱۳۴۴) برخی از این فیلم هاست[۴]


او در اوایل دهه ۵۰ به آمریکا رفت و در آنجا ازدواج کرد و در کاباره‌های ایرانی فعالیت هنری داشت.

ژاکلین (ترانه سرا و خواننده)و آیلین ( بازیگر و مجری تلویزیون) از فرزندان وی و کارو (شاعرمعاصر) برادر وی می‌باشند.


ویگن در روز یکشنبه ۴ آبان ماه سال ۱۳۸۲ در شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفرنیا در سن ۷۵ سالگی بر اثر بیماری سرطان درگذشت.




متن ترانه ی اسب سم طلا :


دخترخانو می‌خوامش خان بدونه منومی‌گیره چکارکنم آی چکارکنم
دخترخانو می‌خوامش خان بدونه منومی‌گیره چکارکنم آی چکارکنم
اسب ابلق زین کنم
‌تنگ غروب سواربشم فرارکنم فرارکنم
فرارکنم فرارکنم
من کجافرارکنم ، دلم نمی‌گیره قرار سرراشونومی‌گیرم اگه بیاد صدتاسوار
اسب ابلق سم طلا آسته برو میری کجا اسب ابلق سم طلا آسته برو میری کجا می‌ترسم دیوونه بشم
باآدماش جنگ بکنم سربشکنم آی سربشکنم می‌ترسم دیوونه بشم
باآدماش جنگ بکنم سربشکنم آی سربشکنم
یاتبرزین ور دارم نیمه شبون خونشون دربشکنم دربشکنم
یاتبرزین ور دارم نیمه شبون خونشون دربشکنم دربشکنم
نه چه کاریه
نه میرم گل میستونم سرزلفش وامیستونم
نه میرم گل میستونم سرزلفش وامیستونم
اسب ابلق سم طلا
تندتربروآسته چرا
اسب ابلق سم طلا
تندتربروآسته چرا
اسب ابلق سم طلا
تندتربروآسته چرا
می‌ترسم دیونه بشم باآدماش جنگ بکنم سربشکنم‌آی سربشکنم
می‌ترسم دیونه بشم باآدماش جنگ بکنم سربشکنم‌آی سربشکنم
یاتبرزین وردارم نیمه شبون خونه شونو
دربشکنم آی دربشکنم
یاتبرزین وردارم نیمه شبون خونه شونو
دربشکنم آی دربشکنم
نه چه کاریه
نه میرم گل می‌ستونم سر زلفش وامی‌ستونم
نه میرم گل می‌ستونم سر زلفش وامی‌ستونم
اسب ابلق سم طلا ‌تندتر برو آسته چرا
اسب ابلق سم طلا ‌تندتر برو آسته چرا
اسب ابلق سم طلا ‌تندتر برو آسته چرا


کاریکاتوری در مورد ویگن ( سال 53 )




نظرات (44)
مونالیزا
3 شهریور 1391 ساعت 12:52
با اینکه قالب شعرتون نسبت به قبلیا کلا کن فیکون شده ولی شعر قشنگی بود
این آهنگای لهو ولعب چیه میذارید؟؟؟
ببین؟
انگشتای دست وپام داره تکون میخوره!
مصداق اهنگ حرامه!!!!
پاسخ:
همینطور گناه داره از سر و رومون میباره ...
من نمیدونم
ارزشها کجارفتن ؟ ...
................
خدایی نشاط آوره تا حرام
الان کی تو عروسی و پارتی از اینا میذاره ؟
کاری نکن چند تا از فتواهامو روکنما ...
امتیاز: 0 0
مونالیزا
3 شهریور 1391 ساعت 12:54
ولی جدا خیلی خوشحالم..
وبتون جون گرفت دوباره
در مورد آهنگ مزاح کردم
به نظر آهنگ با اسم ورسم ودرست وحسابی میاد
صداشم خیلی اشناست
اگه تونستید حتمایه تاریخچه ای از آهنگتون بذارید
برام جالب شد
پاسخ:
مرسی

زحمت که یکی دوتا نیست ...
اینم به چشم
................
آدم اینقدر فداکار دیده بودی ؟
امتیاز: 0 0
فاطمه(مستم)
3 شهریور 1391 ساعت 23:09
آخرِ این جاده،
"درختی به پهلو افتاده است"،
برگرد!
حال و هوای شعر
خوب نیست...
...
یاعلی
پاسخ:
کجا بهتر از شعر ...
چی بهتر از ترانه ...
...............
مرسی
یا علی
امتیاز: 0 0
یاسین(بی ربطانه)
4 شهریور 1391 ساعت 00:25
آخه کسافط چرا انقد قشنگ ترانه میگی؟
به منم یاد بده خوب چه جوریه
چرا این ترانه هات آتیشی و تنوریه؟!
پاسخ:
خب چرا آدرستو نزدی ؟
واسه خودت میگم ...
چهارتا بازدید کننده مگر از صدقه سری ما بیان تو وبلاگت ...
.....................
مثل همیشه زیادی آدم حسابمون میکنی
یا علی
امتیاز: 0 0
مهیار
4 شهریور 1391 ساعت 04:05
محمد جان جایی از شعرت منو پرت کرد به روزهایی که تازه گرفتار شده بودم

نقد داشت شعرت اما به قول مونالیزا شاید چون قالب عوض کردی
اینجوری شد


خیلی خوب بود زبونش و خوب می فهمیدم

خیلی خوب

اگه اجازه بدی این شعر رو به استادم تو کلاسای شعر نشون بدم ببینم نظرشون چیه

شما که اهل تهران نیستید هستید
پاسخ:
سلام
خیلی ممنونم از مطالعه ات
.....................
ما اصالتا ترک هستیم
شیش سیلندر
از اونا که تو نوشابه نون تیلیت میکنن ...
....................
افتخار میدی
فقط اگه استادت از کلاس اخراجت کرد و
گفت این چرت و پرتا چیه ناراحت نشیا ...
.....................
قربانت
یا علی
امتیاز: 0 0
زهرا
4 شهریور 1391 ساعت 11:49
بابا اینجا چرا کسی به امتیاز دادن اعتقاد نداره ؟! من همش مجبورم خودم این وظیفه رو به دوش بکشم !!!
پاسخ:
واقعا ...
از جیبتون نمیره که ...
دو تا امتیازه دیگه ...
امتیاز: 0 0
سپیدبال
4 شهریور 1391 ساعت 14:12
وایی..مرررسی....چه عجب بلاخره یکی هم مارو تحویل گرفت!! ذوق مرگ شدیم همی...
شعرت خوب بود...تقریبا!
میدونی من عادت ندارم چاپلوسی کنم..
پاسخ:
قربون هرچی آدم رو راسته ...
......................
اختیار داری
شما ارزشت بیشتر از این حرفاست ...
تقریبا !
من عادت ندارم چاپلوسی کنم !!!
.....................
شوخی بود
مرسی
امتیاز: 0 0
سپیدبال
4 شهریور 1391 ساعت 14:23
نه..یه بار دیگه شعرتو خوندم..از خوب بهتر بود..خدایی میگم...
خوب جور میکنی کلمه هارو..قافیه و ردیفو...خووووووبببببببب!!
پاسخ:
مرسی
اونقدر ماشالله متنش سنگینه
من خومدم نفهمیدم چی گفتم !!!
امتیاز: 0 0
4 شهریور 1391 ساعت 15:43
سلااااااام
آخی ی ی ی ی
چقد متن ترانه ش باحالههه
دختره خانو میخوامش..خان بدونه منو میگیره
خیییلی قشنگههه
پس ویگنه
خدا رحمتش کنه
البته صداش اونقدر خاص هست که همون اول فهمیدم اما خودمو زدم به اون راه!!!آخه تا حالا زیاد ترانه از ویگن گوش نکردم..
پاسخ:
سلام
من خودم نمیشناختمش
بانی خیر شدی اطلاعاتمون بیشتر بشه
این آهنگو توی فیلم هوو شنیدم
بعد یه آلبوم ازش اتفاقی رسید دستم که اینم داشت
فضاش خیلی جالبه
تلفیق سنت و مدرن
با لحجه ی دهاتی جاز میخونه ...
....................
بازم ممنون
امتیاز: 0 0
مونالیزا
4 شهریور 1391 ساعت 15:46
از خوشحالی یادم رفت تو کامنت قبلی اسمموبنویسم
واقعا خییییلی خوشحالم کردید
اینو میذارم به حساب کادوی تولدم(کادو رو زورکی ازتون میگیرم)
راستی تولد شما چندم شهریور بود؟
پاسخ:
جدا ؟
تولدتون کیه مگه ؟
دیروز بود ؟
بابا دعوت کنین تولدی , کیکی ...
.........................
حالا نمیگم دوستان برن تدارک کادو ببینا ...
نه
محض اطلاع
سی شهریور ...
کت شلوار هم سفارش بدن آماده میشه
سایز کفش هم 42
آدرس پستی پس از رویت هدیه اعلام میشود
کمک های مالی خود را نیز ...
..........................
تولدتون مبارک
امتیاز: 0 0
مونالیزا
4 شهریور 1391 ساعت 15:48
ساموئل خاچیکیان که از ویگن دعوت کرده بره سینما،کارگردان بوده؟
من فقط اسمشو شنیدم..آخه اسم یکی از دانشکده هامون ساختمون خاچیکیانه!!!
برام جالب بود
پاسخ:
هی ...
مام دانشگاه میرفتیم
مدیریت
حسابداری ...
اه اه اه
حالم همیشه از این خزعبلات به هم میخورد ...
.....................
تا باشه از این دانشکده ها ..
امتیاز: 0 0
مونالیزا
4 شهریور 1391 ساعت 15:52
مرسی آقای بی دار
شما چقد هستی فدا کار
...
چطوره؟
بلاخره تونستم شعر بگم!!!!
بعدشم..
من که "مونولیزا" نیستم
پاسخ:
این یه بیت فکر کنم
سالها نیاز به تحلیل داره
مخصوصا ابعاد شخصیتی من که خودش یه کتابه کلا !
.....................
چه فرقی میکنه
مهم نیته
سوتی میگرین دیگه ...
امتیاز: 0 0
آبی بی پایان
4 شهریور 1391 ساعت 19:13
سلام وب جالب یدارین
آهنگ هم جالب بود
پاسخ:
سلام
خواهش میکنم
ممنون از حضورتون
امتیاز: 0 0
امیررضا
4 شهریور 1391 ساعت 19:16

عجب اشعار سنگین و وزینی
پاسخ:
سلام
سر کار گذاشتین ؟
........................
مرسی
کلیک رنجه کردین
امتیاز: 0 0
مهیار
5 شهریور 1391 ساعت 03:30
استادم نه پرت نمیکنه یه محفل صمیمی

به پرت کردن نمیرسه
پاسخ:
پس خوبه ...

خلاصه از ما گفتن بود
امتیاز: 0 0
نسیم
5 شهریور 1391 ساعت 09:38
ممنون نظر گذاشتید
پاسخ:
خواهش
ما ممنون تر
امتیاز: 0 0
یاسین(بی ربطانه)
6 شهریور 1391 ساعت 00:18
http://up.vatandownload.com/images/64ljz938ze16wlbb
tyb.jpg

لوگوی وبلاگ
پاسخ:
لوگو ؟
لوگو برای چی ؟
که چی بشه ؟
چه چگونه چرا ؟ ...
ای کاش یه کم عمق مطالبتو بالا ببری واسه دوتا کامنت
دست به گریبان دیگران نشی ...
.....................
یعنی آدم از من پست تر پیدا میشه ؟؟؟
امتیاز: 0 0
ریحانه
6 شهریور 1391 ساعت 00:59
سلام متشکرم ازنظرتون
بروزم خوشحال میشم سربزنید
پاسخ:
سلام
لطف کردین
چه عجب به روز کردین
حتما یا علی
امتیاز: 0 0
یاسین . مشهود
6 شهریور 1391 ساعت 10:14
کامنتها ، هر روز بدتر از دیروز

بترس از خدا
پاسخ:
دیگه از کی بترسم ؟
متاسفانه شماها فقط ترس یاد آدم میدین ...
....................
شوخی کردم
قابل بحثه
بالاخره
بعد از عمری یه کامنت میذاری همین میشه دیگه ...
ایشالله حضوری از خجالتت در میام
امتیاز: 0 0
بانوجان
6 شهریور 1391 ساعت 12:56
چه ساده حرفتو زدی
خوش به حالت
پاسخ:
خواهش میکنم
خیلی هم خوش به حالمون نیستا ...
امتیاز: 0 0
یاسین
6 شهریور 1391 ساعت 14:02
حرفی برای گفتن ندارم
پاسخ:
باید هم نداشته باشی ...
امتیاز: 0 0
زهرا
6 شهریور 1391 ساعت 18:11
حالا گفتن نداره ولی د تا امتیاز نبود، پنج تا بود !
تازه من هدفم متنبه شدن سایرین بود !!!
پاسخ:
حالا اونش زیاد مهم نیست ...
از این به بعد هر کی امتیاز نده از طریق آی پی
پیگیری شده و جریمه میشه
روی حرفم با شما هم هست آقای یاسین احمدی ...
امتیاز: 0 0
طناز
7 شهریور 1391 ساعت 17:21
آقا ما این جا آمدیم به خدا این شعر قر دارتان را هم خوانده ایم:دی
چرا چپ چپ نگاه میکنی برادر؟:دی
پاسخ:
سلام
تو دیگه هیچی نگو میدونی چن وقته نیومدی ؟
راستی
این آدرست اشتباهه فک کنما ...
امتیاز: 0 0
مونالیزا
9 شهریور 1391 ساعت 00:55
سلام بر دوست گرامی که به معجزه ی هنر معتقدی
ببخشید دیر به دیر میام اما دورادور هوای وبتونو دارم
چنوقته دیر آپ میکنید
ما منتظر آپای قشنگتون هستیم
پاسخ:
سلام
ما نیز منتظر بودیم
حتما ...
خودتون مثلا خیلی زود زود آپ میکنین ؟
امتیاز: 0 0
مونالیزا
9 شهریور 1391 ساعت 00:58
راستی تفلدمم فرداس
لیست کادوهای مورد علاقتونو خوندم..اما من تا کادو نگیرم چیزی هم نمیدم
(توروخدا نمیخوام تو زحمت بیفتیدا؟..ولی من به طلا علاقه ی عجیبی دارم)
پاسخ:
واسه همون الان اومدین ؟ ...
والله من از دار دنیا یه عینک دارم
که اونم اگه بدم جایی رو نمی بینم ...
دلتون میاد من همین چهار تا کامنت هم نبینم کور بشم ؟
.......................
نه حالا جدای از شوخی
تفلدتان مبارک
ایشالله زنده باشید
در ضمن
علاقه یتان به طلا را کاهش دهید
در آپ بعدی
یک عدد کتاب اینترنتی به شما کادو میدهیم ...
دیگه همین از دستمون بر میاد دیگه ...
یا علی
امتیاز: 0 0
ثانیه
12 شهریور 1391 ساعت 01:58


سلام
اومدم بگم

باز شهریور شد

باز دوازدهم
پاسخ:
سلام
ممنون
امتیاز: 0 0
یاسین
14 شهریور 1391 ساعت 11:51
آقای احمدزاده قرار نیست وبلاگُ آپ کنین؟!
پاسخ:
چرا
قراره ...
امتیاز: 0 0
زهرا
16 شهریور 1391 ساعت 20:44
بدجوری نیستینا (کلمه رو ببین:دی) !!!
پاسخ:
بدجوری
امتیاز: 0 0
مونالیزا
17 شهریور 1391 ساعت 11:58
هی..
پس چرا اینجا هیچ خبری نیست؟
بابا کادوی تولد نخواستیم..خودتونم که بیاید کافیه!
اصلا ببینم؟
نکنه وب جدید ساختید وکوچ کردید و فقط من بی خبرم؟!!!
پاسخ:
اتفاقاتی می افته گاهی
که آدم چت میکنه
چی بگم ...
امتیاز: 0 0
سپیدبال
18 شهریور 1391 ساعت 11:48
سلام چطوری؟..بابا بیا آپ کن دیگه...یا شما هم هرسال عید آپ میکنید؟؟..یه شعر میگید تا سال بعد؟!!
زود باش منتظرم...
پاسخ:
چشم ...
امتیاز: 0 0
ریحانه
19 شهریور 1391 ساعت 01:16
اینجوری قول میدین؟
پاسخ:
خلف وعده است دیگه
شما ببخشین ...
امتیاز: 0 0
دختر سایه ها
19 شهریور 1391 ساعت 20:37
مهربانیت از دور چه نزدیک است و عجیب حس می کنم که جغرافیا دروغی تاریخی است.
پاسخ:
واقعا ...
مرسی
امتیاز: 0 0
ثانیه
20 شهریور 1391 ساعت 13:22


پاسخ:
خسته نباشی !
امتیاز: 0 0
مونالیزا
20 شهریور 1391 ساعت 15:12
درود وعرض ادب
به روزم..
پاسخ:
الان که دارم میخونم کامنتو
یه ماه گذشته
بازم به روزین ؟ ...
امتیاز: 0 0
هدیه
23 شهریور 1391 ساعت 03:53
سلام بی دار عزیز خیلی خوب شعر میگی من البته شاعر نیستم اما شعر و وزن و آهنگش رو خوب میفهمم خیلی شگفت انگیزه که شما ظاهرا بداهه هایی به این دقت دارید خیلی حستون قشنگ به خواننده منتقل میشه
امیدوارم یه روز کتاب شعرتون به دستم برسه من عاشق شعر عاشقانه اونهم به زبان محاوره ای هستم. راستی اشعار نجمه زارع رو خوندید که ! خیلی ماه شعر میگفت خدا بیامرزش!
لطف میکنید به وب من هم سر بزنید
امتیاز: 0 0
فرشید ذوالفقاری
23 شهریور 1391 ساعت 18:00
سلام محمد جان
آقا کارت خیلی قوی و خوب بود
لذت بردم
آفرین
پاسخ:
لطف داری آقا فرشید
ممنون
امتیاز: 0 0
بانوجان
23 شهریور 1391 ساعت 21:44
قبلنا زود به زود آپ میکری
پاسخ:
قبلنا دیگه ...
امتیاز: 0 0
دختر سایه ها
25 شهریور 1391 ساعت 19:28
خدایا دستانی را در دستانم قرار بده که پاهایش با دیگری نرود...
پاسخ:
... و بد تر دلش ...
امتیاز: 0 0
شاپرک
29 شهریور 1391 ساعت 07:42
خدایا ،
حکمت قدم هایی را که برایم بر میداری بر من آشکار کن تا درهایی را که بسویم می گشایی ، ندانسته نبندم
و درهایی که به رویم میبندی ، به اصرار نگشایم . . .
پاسخ:
آمین
امتیاز: 0 0
ریحانه
1 مهر 1391 ساعت 23:11
خوبین؟کجایین؟
پاسخ:
رو همین کره ی مسخره ...
امتیاز: 0 0
یکی مثل خودت
3 مهر 1391 ساعت 22:31
برادر بنویس دیگه
وبت تار عنکبوت بست
خسته شدیم از بس پست های قدیمیتو خوندیم
راستی از برادر مشهود خبر داری ؟
سلامتن ایشون ؟
دلم برای ایشون هم تنگیده
به جون تو که از تو عزیز تر ندارم
پوکیدم از بس پست تکراری خوندم
بنویس دیگه عزیز
پاسخ:
روی جفت چشای معاف ام ...
امتیاز: 0 0
زهرا
5 مهر 1391 ساعت 13:17
ینی چند تا کامنت نخونده وجود داره وقتی برگردین ؟!
خوش به حالتون واقعا
پاسخ:
خدایی ...
امتیاز: 0 0
مونالیزا
5 مهر 1391 ساعت 16:43
شاخه می جنبد

بــرگــــ مـیــرقـصـد

سـنـگــــ می سایـد

رعـد خـطـبـه میـخواند

ابـر اشک شوق مـیبارد

آب جــاری مـی شــود

بـادآهنـگ مبارک بـاد میخواند

عـروس فـصل ها پـاییز می آید

پاییز مبارک[لبخند][گل]
پاسخ:
همچنین مبارک
امتیاز: 0 0
محمدرضا
7 مهر 1391 ساعت 02:49
سلام علیکم

آقا جان؛
دلم،
نه هوای ِ گنبد ِ طلایی تان را،
نه هوای صحن و رواق های تان را،
نه هوای مسجد ِ گوهر شادتان را،
نه هوای ِ نقاره خانه تان را،
که هوای ِ خود ِخودتان را کرده است...
آنجا، که بگویم: "السلام علیک یا علی ابن موسی، ایها الرضا"
و شما،بشنوید و جوابم را بدهید!
که، انت تسمعُ کلامی، و ترّدُ سلامی...
اُطلبنی ...

سلام بزرگواروبلاگ جالبی داریداگرمایل هستیدباپای دل بریدپابوس امام رضاعلیه السلام به وبلاگ ماسربزنیدبروزم عیدشماهم مبارک

التماس دعا
یاامام رضاع
پاسخ:
حتما
ممنون
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد