X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
25 مرداد 1392

ترنج

هنوز کسی هست

که چند ترنج

توی کیفت بگذارد و

محض نگاهت بگوید :

" غم نخور

زندگی همین است ... "

.

هنوز کسی هست

که گاهی تماس بگیرد و بعد

شاکی شودت

" چرا جواب ندادی ؟ "

اگر چه می داند

باز هم بگوید

" دنیا که به آخر نرسیده است ..."

.

در این نمیدانم دنیای پس از آخر

هنوز کسی هست

که دوست داشته باشد

بنشینی و شاید

شعری بخوانی

حتی اگر

کاری پیش آمد

بازگردد و بگوید

" خب , ادامه اش ... "

.

کسی که میدانی

میهمانش بودن

شکل تکرار امواج روی ماسه های ساحل

استمرار زیبایی است

و ادامه دارد

تا تنهایی ات

تا مسیر ساکت و غمبار برگشت

.

توی سکوت گیج کننده ی این روز ها

کیفم را که می گشایم

بوی ترنج می پیچد

و به یاد می آورم

هنوز کسی هست

کسی که تلخ نیست

.

زندگی ترش می شود



به خواهرم

18 / 8 / 89

مشهد

بی دار

نظرات (11)
یاسین
25 مرداد 1392 ساعت 11:48
کاش منم یه خواهر داشتم!
انقد اذیتش نکن،قدرشو بدون
پاسخ:
تو خودت اون داداش های معصومتو اذیت نکن
یکی از یکی مظلوم ترن ...
امتیاز: 0 0
رها
25 مرداد 1392 ساعت 11:54
سلام دوست خوبم
وب قشنگی داری
خوشحال میشم به وب من هم سر بزنی
میتونی برای وبلاگت آدرس جدید ثبت کنی
http://s2a.ir
پاسخ:
بله ...
خیلی ممنون که سر زدید
امتیاز: 0 0
تا..به زودی
26 مرداد 1392 ساعت 02:52
wooooow1
خیلی پراحساس و قشنگ بود محمد...
اصن اشک تو چشمام حلقه بست باور کن!
جای من یه گل بهش بده:)


+وقتی میخوندمش قشنگ حس کردم که این عاشقانه،یه حسی خاص تر از اوووون "مخاطب خاص" داشتن داره!
:)
پاسخ:
واقعا ؟
خوشحال شدم بانوشته رابطه بر قرار کردی ...
یه وبلاگی مینویسه آدرسشو خصوصی برات میذارم
.
ساکن مشهده ... من هم ارومیه ام
اون دوره ای که ساکن مشهد بودم کمکم کرد خیلی ...
واقعا روزهای سختی بود که با دیدنش آروم می شدم
یه پسر هم داره اسمش محمد حسینه ... یه ویدیویی میذارم ازش بعدا ...
.
مرسی
یا علی
امتیاز: 0 0
ریحانه
26 مرداد 1392 ساعت 11:53
حال و هوای ما و کسایی که دوستشون داریم و دارن همینه...

خداحفظشون کنه.

پاسخ:
مرسی
خدا عزیزان شما رو هم حفظ کنه ...
لطف داری
امتیاز: 0 0
تا..به زودی
27 مرداد 1392 ساعت 02:01
اوکی مرسی:)

آخه چقد بده راه دور:(
خیلی خوبه که انقد نزدیکین به هم:)
نازی..حتمن بذار!
امتیاز: 0 0
ریحانه
27 مرداد 1392 ساعت 02:10
از اون مصاحبه چه خبر؟
کسی حاضر به مصاحبه شد؟
پاسخ:
والله هنوز درگیر کارهاشیم
مجوز و دوربین و ...
کلی کار داره ...
امتیاز: 0 0
تا..به زودی
27 مرداد 1392 ساعت 14:52
این شعرو بهش دادی که بخونه؟

منم ازین داداشا میخام که برام شعر بگه:(
:دی
پاسخ:
نه ... چند روزه میخام بگم بیاد بخونه اینجا ...
.
شعر به چه درد میخوبه ...
یه داداشی باشه ویلا کادو بده به آدم ...
خدا شانس بده والله ... !
امتیاز: 0 0
ریحانه
27 مرداد 1392 ساعت 16:15
انشالله درست میشه...
دوسه نفرو میشناختم که مناسب بودن بهشون گفتم ولی اصلا قبول نکردن!!!!
کسی راضی نمیشه اینجا! البته فقط خانوما.
پاسخ:
آره
حالا قرار شده از دفه ی بعد مجری خانوم هم بیاریم که خانم ها هم مصاحبه کنند ...
حق دارند تا یه حدودی ...
امتیاز: 0 0
تا..به زودی
27 مرداد 1392 ساعت 21:11
بعد از 3 سال نگفتی بهش چرا؟!

بابا اون خیلی محال بود این دم دست تر بود گفتم خداوندِخدا تو زحمت نیفته
پاسخ:
نمیدونم ...
توی کنج یکی از دفتر هام بود ...
کلا خانواده براشون عادی شده نوشته های من ...
شاید هم بی اهمیت ...
اگر چه
من اولین شعر هایی که خوندم نوشته ی خواهرم بودند
امتیاز: 0 0
ریحانه
27 مرداد 1392 ساعت 21:38
بله درسته...

درهرصورت ما که نجات یافتیم

موفق باشید...
پاسخ:
ایشالله قسمت بشه همایش های بعدی !!!
آخه واقعا توی ارومیه پیدا کردن کسی که در مورد جنگ نرم
حرف داشته باشه خیلی سخته ...
یارو خودش مصداق جنگ نرمه حالا بیا ازش سوال کن !!!
امتیاز: 0 0
ریحانه
28 مرداد 1392 ساعت 02:17
دقیقا!
قبول دارم حرفتونو...اینجا تشخیص آدما سخته.
ظاهرو باطن متفاوت.
پاسخ:
واقعا ...
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد